عمل یا فرایند برگزیدن کسی یا چیزی از میان یک گروه.
مثالهای طبیعی
The selection of winners took two hours.
انتخاب برندگان دو ساعت طول کشید.
Careful selection of ingredients improves the dish.
انتخاب دقیق مواد اولیه کیفیت غذا را بهتر میکند.
The selection process starts with an interview.
فرایند انتخاب با یک مصاحبه شروع میشود.
نکتهٔ کاربردی
وقتی selection به عمل انتخابکردن اشاره میکند اغلب غیرقابلشمارش است؛ فعل مرتبط با آن select است.
