در انتخاب فقط افراد یا چیزهای خاص دقیق و سختگیر بودن، نه پذیرفتن همهٔ گزینهها
مثالهای طبیعی
The journal is highly selective about submissions.
این مجله دربارهٔ مقالههای ارسالی بسیار گزینشی عمل میکند.
He became more selective as his workload increased.
با افزایش حجم کار، او در انتخاب سختگیرتر شد.
A selective recruitment process reduced the applicant pool.
یک فرایند استخدام گزینشی تعداد متقاضیان را کاهش داد.
نکتهٔ کاربردی
`Selective` اغلب فیلتر کردن آگاهانه بر پایهٔ معیارها، کیفیت، ارتباط یا ترجیح را القا میکند.
