باور داشتنِ چیزی نادرست دربارهٔ خود یا شرایط خود، چون شخص نمیخواهد با واقعیتی ناخوشایند روبهرو شود.
مثالهای طبیعی
The self-deceived founder ignored months of declining sales.
آن بنیانگذارِ خودفریب، ماهها کاهش فروش را نادیده گرفت.
I was self-deceived about my chances of winning.
دربارهٔ شانس برندهشدنم خودم را فریب داده بودم.
Even self-deceived leaders eventually confront the evidence.
حتی رهبرانِ دچار خودفریبی هم سرانجام با شواهد روبهرو میشوند.
نکتهٔ کاربردی
Self-deceived به باور نادرستی اشاره دارد که خودِ فرد در حفظ آن نقش دارد؛ به معنی دروغ گفتن آگاهانه به دیگران نیست.
