تمایل به قانعکردنِ خود به درستیِ باوری دلخواه، با وجودِ شواهدی برخلافِ آن.
مثالهای طبیعی
His self-deception prolonged the failing business partnership.
خودفریبیِ او باعث شد شراکتِ تجاریِ روبهشکست مدتِ بیشتری ادامه یابد.
The narrator’s self-deception becomes obvious in the final chapter.
خودفریبیِ راوی در فصلِ پایانی آشکار میشود.
Calling repeated losses progress requires extraordinary self-deception.
پیشرفتنامیدنِ زیانهای پیاپی به خودفریبیِ خارقالعادهای نیاز دارد.
نکتهٔ کاربردی
Self-deception ممکن است تا اندازهای ناخودآگاه باشد؛ برخلافِ deception of others که متوجهِ گمراهکردنِ شخصِ دیگری است.
