معنی ۱neutral · 90%
آنقدر روشن و بدیهی بودن که به نظر برسد به اثبات جداگانه نیاز ندارد.
مثالهای طبیعی
The lecturer called the principle self-evident.
مدرس این اصل را بدیهی دانست.
It seems self-evident that fairness requires consistent rules.
بدیهی به نظر میرسد که رعایت انصاف به قواعد یکسان نیاز دارد.
The argument rests on a self-evident truth.
این استدلال بر حقیقتی بدیهی استوار است.
نکتهٔ کاربردی
Self-evident به ادعای روشن بودنِ چیزی بدون نیاز به استدلال اشاره دارد، نه اثبات قطعی آن.
