بیشازحد در فکرِ ارضایِ سلیقهها و لذتهایِ شخصیِ خود بودن، بدونِ خویشتنداریِ کافی.
مثالهای طبیعی
He admitted that the expensive getaway was self-indulgent.
او اعتراف کرد آن سفرِ پرهزینهٔ تفریحی، نوعی خوشگذرانیِ افراطی بوده است.
The self-indulgent memoir dwells on trivial personal grievances.
کتابِ خاطراتِ خودمحورانه بیشازحد درگیرِ گلایههایِ شخصیِ کماهمیت است.
Their lifestyle grew more self-indulgent as profits soared.
با اوجگرفتنِ سودها، سبکِ زندگیِ آنها بیشتر به خوشگذرانیِ افراطی گرایید.
نکتهٔ کاربردی
Indulgent میتواند نسبت به دیگران آسانگیر و بیشازحد بخشنده باشد، اما self-indulgent انتقاد را متوجهِ خواستههایِ خودِ شخص میکند.
