معنی ۱neutral · 87%
مهارتی یا دانشی را از راه مطالعه و تمرین شخصی، بدون آموزش رسمی فراگرفته
مثالهای طبیعی
Her brother is a self-taught guitarist.
برادرش گیتاریستی خودآموخته است.
Several of the painters were self-taught.
چند نفر از نقاشان خودآموخته بودند.
Although self-taught, he builds reliable software.
او با اینکه خودآموخته است، نرمافزار قابلاعتماد میسازد.
نکتهٔ کاربردی
فرد self-taught واقعاً با مطالعه و تمرین یاد گرفته است؛ اما untrained میتواند به معنای نداشتن مهارت لازم باشد.
