معنی ۱formal · 88%
دقیقاً همان شخص یا چیزی که قبلاً از او یا آن نام برده شده است، با تأکید بر یکسانبودن هویت.
مثالهای طبیعی
The selfsame letter turned up in another collection.
دقیقاً همان نامه در مجموعهای دیگر پیدا شد.
Years later, she stood on the selfsame bridge.
سالها بعد، او روی همان پلِ قبلی ایستاد.
Those selfsame officials had opposed the proposal last year.
دقیقاً همان مقامها سال گذشته با این پیشنهاد مخالفت کرده بودند.
نکتهٔ کاربردی
واژهای ادبی یا تأکیدی است که معمولاً پیش از اسم و پس از the، that یا those میآید.
