معنی ۱neutral · 85%
فقط تا حدی هوشیار و بدون آگاهی یا پاسخدهی کامل نسبت به رویدادهای اطراف.
مثالهای طبیعی
The driver was semiconscious when the ambulance arrived.
وقتی آمبولانس رسید، راننده نیمههوشیار بود.
Rescuers found a semiconscious climber near the ridge.
امدادگران کوهنوردی نیمههوشیار را نزدیک خطالرأس پیدا کردند.
She remained semiconscious for several minutes after the fall.
او پس از سقوط چند دقیقه نیمههوشیار باقی ماند.
نکتهٔ کاربردی
یعنی تا حدی هوشیار؛ آن را بهجای بیهوشی کامل یا بیداریِ کامل به کار نبرید.
