تا ابد ادامهدار یا چنان تصورشده که هرگز پایانی ندارد.
مثالهای طبیعی
The poet imagines a sempiternal bond between the lovers.
شاعر پیوندی جاودانه میان آن دو دلداده تصور میکند.
They argued that truth was sempiternal, beyond changing opinions.
آنها استدلال میکردند که حقیقت جاودانه است و از دیدگاههای متغیر فراتر میرود.
The inscription promises sempiternal remembrance of those who died.
کتیبه وعدهٔ زندهماندن یاد درگذشتگان تا ابد را میدهد.
نکتهٔ کاربردی
واژهای نادر و ادبی است؛ نباید آن را با temporary به معنی موقت اشتباه گرفت.
