دارای رتبه، مسئولیت یا تجربهٔ بالاتر در یک سازمان.
مثالهای طبیعی
She is a senior engineer at the company.
او مهندس ارشد شرکت است.
My colleague is more senior than I am.
جایگاه همکارم از من ارشدتر است.
The most senior manager approved the change.
ارشدترین مدیر تغییر را تأیید کرد.
نکتهٔ کاربردی
در ساختار ساده، بهویژه رسمی، be senior to درست است: She is senior to me. ساختار more senior than هم طبیعی است.
