معنی ۱neutral · 90%
نشاندهندهٔ قضاوت درست و درک عملی
مثالهای طبیعی
That seems like a sensible decision.
به نظر میرسد تصمیم عاقلانهای باشد.
Wear sensible shoes for the long walk.
برای پیادهروی طولانی کفش مناسب بپوش.
Taking the train is more sensible.
رفتن با قطار عاقلانهتر است.
نکتهٔ کاربردی
`Sensible` یعنی منطقی و عاقلانه، نه حساس.
ترکیبهای رایج
— تصمیمی مبتنی بر قضاوت درست

