از نظر احساسی بهراحتی تحت تأثیر گفتهها یا رفتار دیگران قرارگرفتن.
مثالهای طبیعی
He is sensitive to criticism.
او نسبت به انتقاد حساس است.
She felt sensitive about her accent.
او دربارهٔ لهجهاش حساس شده بود.
Please be sensitive when discussing his mistake.
لطفاً هنگام صحبت دربارهٔ اشتباهش مراعات احساساتش را بکنید.
نکتهٔ کاربردی
sensitive میتواند هم به زودرنجبودن و هم به ملاحظهٔ احساسات دیگران اشاره کند؛ بسته به بافت، ممکن است بار منفی داشته باشد.
