آگاهی از احساسات، نیازها یا ملاحظات فرهنگی دیگران و دقت برای رنجاندن یا آسیب نزدن به آنها
مثالهای طبیعی
She handled the complaint with considerable sensitivity.
او شکایت را با حساسیت زیادی مدیریت کرد.
The role requires sensitivity to cultural differences.
این نقش به حساسیت نسبت به تفاوتهای فرهنگی نیاز دارد.
Good leaders show sensitivity when discussing personal difficulties.
رهبران خوب هنگام صحبت دربارهٔ مشکلات شخصی ملاحظه نشان میدهند.
نکتهٔ کاربردی
این معنی به آگاهی ملاحظهگرانه مربوط است، بهویژه در ارتباطات، رهبری، آموزش و موقعیتهای میانفرهنگی.
