چیزی که در ترتیبی ثابت یا منطقی یکی پس از دیگری قرار میگیرد.
مثالهای طبیعی
The guide gives sequential instructions.
راهنما دستورالعملها را گامبهگام ارائه میکند.
Are the chapters arranged in sequential order?
آیا فصلها بهترتیب پشت سر هم چیده شدهاند؟
We checked the files using sequential numbers.
فایلها را با شمارههای متوالی بررسی کردیم.
نکتهٔ کاربردی
sequential بر ترتیب تأکید میکند؛ simultaneous یعنی همزمان رخ دادن.
