معنی ۱neutral · 86%
شامل مجموعهای از اعمال مشابه که بارها تکرار میشوند، بهویژه جرایم
مثالهای طبیعی
Police linked the serial burglar to twelve break-ins.
پلیس سارق زنجیرهای را به دوازده فقره سرقت مرتبط کرد.
The trial concerned several serial fraud offences.
دادگاه دربارهٔ چند جرم کلاهبرداری زنجیرهای بود.
Investigators suspected a serial attacker was operating locally.
بازرسان گمان میکردند یک مهاجم زنجیرهای در منطقه فعالیت میکند.
نکتهٔ کاربردی
`Serial` اغلب در گزارشهای رسمی دربارهٔ رفتار مجرمانهٔ تکرارشونده دیده میشود.
