معنی ۱formal · 89%
یکبهیک و به ترتیبی مشخص، با بررسی جداگانهٔ هر مورد.
مثالهای طبیعی
The judge considered the objections seriatim.
قاضی اعتراضها را بهترتیب و تکتک بررسی کرد.
Each complaint will be examined seriatim during the meeting.
هر شکایت در طول جلسه جداگانه و بهترتیب بررسی خواهد شد.
Rather than group them, she answered the questions seriatim.
او بهجای دستهبندی سؤالها، به آنها یکی پس از دیگری پاسخ داد.
نکتهٔ کاربردی
قیدی رسمی و بهویژه رایج در متون حقوقی و اداری است و نمیتوان آن را مقایسه کرد.
