معنی ۱neutral · 95%
گروهی از برنامههای تلویزیونی، کتابها، رویدادها یا چیزهای مرتبط با یکدیگر
مثالهای طبیعی
We started a new comedy series last night.
دیشب تماشای یک مجموعهٔ کمدی جدید را شروع کردیم.
This book is part of a popular series.
این کتاب بخشی از یک مجموعهٔ محبوب است.
The service offers several documentary series.
این سرویس چند مجموعهٔ مستند ارائه میدهد.
نکتهٔ کاربردی
one series و several series شکل یکسانی دارند.
ترکیبهای رایج
— گروهی از برنامههای تلویزیونی مرتبط با یکدیگر

