معنی ۱neutral · 89%
شخصی که بهویژه در گذشته برای انجام کارهای خانهٔ فرد دیگری استخدام میشد
مثالهای طبیعی
The family employed several servants.
خانواده چند خدمتکار استخدام کرده بود.
A servant opened the front door.
یک خدمتکار در ورودی را باز کرد.
Household servants prepared meals and cleaned rooms.
خدمتکاران خانه غذا آماده میکردند و اتاقها را تمیز میکردند.
نکتهٔ کاربردی
`Servant` در بافتهای تاریخی رایج است؛ امروزه معمولاً برای کارهای خانگی از عنوانهای دقیقتر استفاده میشود.

