معنی ۱neutral · 85%
ضربهای به توپ برای آغاز بازی یا شروع یک امتیاز.
مثالهای طبیعی
Her serve was too fast for her opponent.
سرویس او برای حریفش بیش از حد سریع بود.
Your serves are getting more accurate.
سرویسهایت دقیقتر میشوند.
Try a softer serve near the back line.
یک سرویس آرامتر نزدیک خط انتهایی امتحان کن.
نکتهٔ کاربردی
Serve بهعنوان اسم، ضربهٔ آغازین است و بهعنوان فعل به زدن آن ضربه اشاره دارد. در تنیس بازیکن معمولاً دو فرصت سرویس دارد.
ترکیبهای رایج
— اولین تلاش برای آغاز امتیاز در تنیس
