معنی ۱informal · 90%
مشاجرهای کوتاه و داغ میانِ افراد که گاهی به درگیریِ مختصر هم میکشد.
مثالهای طبیعی
Mum had a set-to with the upstairs neighbours.
مادرم با همسایههای طبقهٔ بالا بگومگوی تندی داشت.
There was another set-to between the two coaches.
بارِ دیگر میانِ دو مربی مشاجرهای درگرفت.
Two set-tos erupted during yesterday’s planning meeting.
در جلسهٔ برنامهریزیِ دیروز دو بگومگوی تند رخ داد.
نکتهٔ کاربردی
Set-to معمولاً از feud کوتاهتر و گذراتر است و در انگلیسیِ بریتانیایی رواجِ بیشتری دارد.
