نحوهٔ چیدمان افراد، تجهیزات یا اجزا برای یک هدف خاص
مثالهای طبیعی
The new set-up gives each team more privacy.
چیدمان جدید به هر تیم حریم خصوصی بیشتری میدهد.
Their set-up worked well despite the limited space.
با وجود فضای محدود، چیدمان آنها خوب کار کرد.
We tested three set-ups before choosing the safest one.
پیش از انتخاب امنترین گزینه، سه چیدمان را آزمایش کردیم.
نکتهٔ کاربردی
این معنی شامل چیدمانها، سامانهها یا پیکربندیهای عملی میشود.
