معنی ۱neutral · 90%
گروهی از چیزهای مشابه یا مرتبط که با هم استفاده میشوند یا به هم تعلق دارند
مثالهای طبیعی
He bought a new set of tools.
او یک دست ابزار جدید خرید.
We received a complete dinner set.
ما یک ست کامل ظروف غذاخوری دریافت کردیم.
The library owns two sets of dictionaries.
کتابخانه دو مجموعه فرهنگ لغت دارد.
نکتهٔ کاربردی
وقتی اجزای مجموعه ذکر میشوند، از `a set of + plural noun` استفاده میشود.
ترکیبهای رایج
— مجموعهای از ابزارهایی که با هم استفاده میشوند

