توافق رسمیای که به یک اختلاف، ادعا یا درگیری پایان میدهد
مثالهای طبیعی
The companies reached a settlement before the trial began.
شرکتها پیش از آغاز دادگاه به توافق رسیدند.
The settlement included back pay and improved conditions.
این توافق شامل پرداخت معوقه و بهبود شرایط بود.
Both sides expect a settlement within days.
هر دو طرف انتظار دارند ظرف چند روز به توافق برسند.
نکتهٔ کاربردی
این معنی در بافتهای حقوقی، استخدامی و دیپلماتیک رایج است.
