معنی ۱neutral · 88%
فردی که به مکان جدیدی نقل مکان میکند و در آنجا خانه و زندگی دائمی برقرار میکند
مثالهای طبیعی
Early settlers built farms along the river.
مهاجران اولیه در امتداد رودخانه مزرعه ساختند.
The settler depended on nearby communities for supplies.
آن مهاجر برای تأمین نیازهایش به جوامع نزدیک وابسته بود.
Many settlers arrived during the nineteenth century.
در طول قرن نوزدهم مهاجران زیادی وارد شدند.
نکتهٔ کاربردی
در بافتهای تاریخی، `settler` میتواند از نظر سیاسی حساس باشد، زیرا اسکان گاهی با جابهجایی اجباری یا استعمار همراه بوده است؛ بافت اهمیت دارد.

