دارای شش جزء مجزا، یا بیانگر موفقیتی که برای ششمین بار در مجموعهای مشابه تکرار شده است.
مثالهای طبیعی
The patient underwent sextuple bypass surgery.
بیمار تحت عمل بایپس ششگانه قرار گرفت.
She became a sextuple champion after Saturday’s final.
او پس از فینال شنبه، برای ششمین بار قهرمان شد.
The conductor demonstrated the sextuple rhythm for the orchestra.
رهبر ارکستر الگوی ریتم ششتایی را برای نوازندگان اجرا کرد.
نکتهٔ کاربردی
در گفتوگوی روزمره نادر است و معمولاً پیش از اسم میآید.
