محلی دور از تابش مستقیم خورشید که معمولاً از اطراف خنکتر است.
مثالهای طبیعی
We sat in the shade of an oak tree.
در سایهٔ درخت بلوطی نشستیم.
Could we find some shade near the terrace?
میتوانیم نزدیک تراس جایی سایه پیدا کنیم؟
These flowers grow well in partial shade.
این گلها در نیمسایه خوب رشد میکنند.
نکتهٔ کاربردی
Shade در این معنی معمولاً غیرقابلشمارش است. Shadow بیشتر به شکل تیرهای گفته میشود که بر اثر سدشدن نور روی سطح ایجاد میشود.
