معنی ۱neutral · 95%
چیزی را سریع از یک طرف به طرف دیگر حرکت دادن.
مثالهای طبیعی
Shake the bottle before use.
بطری را قبل از استفاده تکان بده.
They shook hands after the meeting.
آنها بعد از جلسه با هم دست دادند.
She was shaking with cold.
او از سرما میلرزید.
نکتهٔ کاربردی
شکلهای shake – shook – shaken را به خاطر بسپار. shake hands یک عبارت رایج برای سلام و احوالپرسی است.
ترکیبهای رایج
— برای سلام یا احوالپرسی با کسی دست دادن

