معنی ۱neutral · 89%
حرکتی سریع به جلو و عقب یا از یک طرف به طرف دیگر
مثالهای طبیعی
Give the bottle a good shake.
بطری را خوب تکان بده.
She answered with a shake of her head.
او با تکان دادن سرش پاسخ داد.
The machine gave a sudden shake.
دستگاه ناگهان تکان شدیدی خورد.
نکتهٔ کاربردی
وقتی منظور یک حرکت مشخصِ تکان دادن باشد، `Shake` قابلشمارش است.
ترکیبهای رایج
— حرکت سر از یک طرف به طرف دیگر

