چیزی که برخلاف انتظار هیچ نشانهای از شرمندگی یا عذاب وجدان ندارد.
مثالهای طبیعی
The company's shameless claims angered customers.
ادعاهای بیشرمانهٔ شرکت مشتریان را خشمگین کرد.
His shameless demand shocked everyone.
درخواست گستاخانهٔ او همه را شوکه کرد.
They criticized the shameless promotion during the crisis.
آنها تبلیغ بیشرمانه در بحبوحهٔ بحران را محکوم کردند.
نکتهٔ کاربردی
shameless نبود شرم را میرساند و لزوماً به معنای اعتمادبهنفسِ ستودنی نیست.
