کسی را با فریب یا فشار وادار کردن به انجام کاری که خودش انتخاب نکرده است.
مثالهای طبیعی
My colleagues shanghaied me into presenting the quarterly figures.
همکارانم مرا با فشار وادار کردند آمار سهماهه را ارائه کنم.
Do not shanghai the new volunteers into cleaning everything.
داوطلبان تازهوارد را بهزور وادار نکنید همهچیز را تمیز کنند.
She was shanghaied into cooking for the entire group.
او را وادار کرده بودند برای تمام جمع آشپزی کند.
نکتهٔ کاربردی
غیررسمی و تاحدی قدیمی است؛ چون بر اجبار دلالت میکند، برای کاری که واقعاً داوطلبانه انجام شده مناسب نیست.
