معنی ۱neutral · 90%
دارای شکل یا فرم مشخص
مثالهای طبیعی
The garden is shaped like a triangle.
باغ به شکل مثلث است.
She bought a heart-shaped wooden box.
او یک جعبهٔ چوبی قلبشکل خرید.
The device has a differently shaped handle.
این دستگاه دستهای با شکل متفاوت دارد.
نکتهٔ کاربردی
`Shaped` اغلب با واژهای دیگر ترکیب میشود تا شکل را مشخص کند: `round-shaped` از `round` کمتر طبیعی است، اما `heart-shaped` رایج است.
ترکیبهای رایج
— داشتن فرمی شبیه چیز دیگری
