ناگهان به قطعات کوچک فراوان شکستن یا چیزی را چنین شکستن
مثالهای طبیعی
The impact shattered the passenger-side window.
شدت ضربه شیشهٔ سمت مسافر را خرد کرد.
The glass shattered across the kitchen floor.
شیشه روی کف آشپزخانه تکهتکه شد.
Flying debris shattered several shop windows.
آوار پرتابشده شیشهٔ چند مغازه را خرد کرد.
نکتهٔ کاربردی
این فعل شکستن ناگهانی و گسترده به قطعات متعدد را میرساند.
