دستهای از ساقههایِ دروشدهٔ غلات که کنارِ هم جمع و بسته شدهاند.
مثالهای طبیعی
A sheaf of wheat stood beside the barn door.
دستهای از ساقههای گندم کنارِ درِ انبار ایستاده بود.
Workers stacked sheaves before carrying them to the threshing floor.
کارگران دستههای غله را رویِ هم چیدند و سپس به خرمنگاه بردند.
The child carried a single sheaf through the field.
کودک یک دستهٔ غله را از میانِ مزرعه حمل کرد.
نکتهٔ کاربردی
این معنای کشاورزی به ساقههای جمعآوریشده مربوط است، نه غله یا دانهٔ جداشده.
