چیزی مانند مو، برگ، پوست یا وزن را بهطور طبیعی یا تدریجی از دست دادن
مثالهای طبیعی
Many reptiles shed their skin as they grow.
بسیاری از خزندگان هنگام رشد پوست خود را میاندازند.
These trees shed their leaves before winter.
این درختان پیش از زمستان برگهایشان را میریزند.
He shed ten kilograms through consistent training.
او با تمرین منظم ده کیلوگرم وزن کم کرد.
نکتهٔ کاربردی
`Shed` اغلب از دست دادن یا جدا شدن طبیعی را القا میکند، نه بریدن عمدی.
