معنی ۱neutral · 85%
ساختمانی کوچک، معمولاً کنار خانه یا در باغ، برای انبارکردن وسایل یا کارکردن.
مثالهای طبیعی
The lawn mower is in the shed.
ماشین چمنزنی داخل انباری است.
We built a wooden shed behind the house.
پشت خانه یک انباری چوبی ساختیم.
Keep the bicycles inside the shed overnight.
دوچرخهها را شب تا صبح داخل انباری نگه دارید.
نکتهٔ کاربردی
Shed معمولاً کوچکتر و سادهتر از گاراژ است و برای ابزار به کار میرود. فعل shed یعنی ریختن یا ازدستدادن چیزی.
