بهویژه پس از اشتباهی کوچک یا سرزنشی ملایم، شرمندگی و دستپاچگیِ خفیفی نشاندادن.
مثالهای طبیعی
He gave a sheepish grin after spelling his name incorrectly.
پس از اینکه نامِ خودش را اشتباه هجی کرد، لبخندی خجالتزده زد.
She looked sheepish when everyone mentioned the missed birthday.
وقتی همه از تولدی که فراموش کرده بود حرف زدند، او خجالتزده به نظر میرسید.
The captain seemed more sheepish than angry about the error.
سروان بابتِ آن اشتباه بیشتر خجالتزده به نظر میرسید تا عصبانی.
نکتهٔ کاربردی
شرمندگیِ sheepish اغلب ملایم است و گاهی رگهای از شوخطبعی آن را سبک میکند؛ نه شرمساریِ عمیق.
