معنی ۱neutral · 90%
پوشش سخت بیرونی تخم یا بعضی حیوانات
مثالهای طبیعی
The egg shell cracked while cooking.
پوستهٔ تخممرغ هنگام پخت ترک خورد.
Children collected colourful shells on the beach.
کودکان صدفهای رنگارنگی در ساحل جمع کردند.
A turtle's shell protects its body.
لاک لاکپشت از بدنش محافظت میکند.
نکتهٔ کاربردی
`Shell` قابلشمارش است.
ترکیبهای رایج
— پوستهٔ سخت بیرونی یک جانور دریایی

