معنی ۱formal · 85%
بدون مکانی که فرد یا چیزی را از شرایط جوی یا خطر محافظت کند.
مثالهای طبیعی
Shelterless families waited outside the emergency centre.
خانوادههای بیسرپناه بیرون مرکز امداد اضطراری منتظر ماندند.
The abandoned dog remained shelterless overnight.
سگ رهاشده تمام شب بدون سرپناه ماند.
We crossed the shelterless plain in freezing rain.
از دشتی بیپناه در باران یخزده گذشتیم.
نکتهٔ کاربردی
shelterless میتواند به نبودِ پناهِ فوری اشاره کند و لزوماً به معنی بیخانمانی دائمی نیست.
