کاری یا پیشنهادی را بهجای اجرا، موقتاً کنار گذاشتن.
مثالهای طبیعی
The committee shelved the controversial proposal.
کمیته طرح جنجالی را کنار گذاشت.
Should we shelve the project until spring?
بهتر نیست پروژه را تا بهار عقب بیندازیم؟
They reluctantly shelved their expansion plans.
آنها با اکراه برنامههای گسترش کارشان را موقتاً کنار گذاشتند.
نکتهٔ کاربردی
shelve a plan یعنی به تعویق انداختن برنامه؛ shelving a book یعنی گذاشتن کتاب در قفسه.
