معنی ۱formal · 86%
دارای شیب تدریجی یا زاویهدار، نه کاملاً افقی یا عمودی.
مثالهای طبیعی
The bay has a gently shelving shore.
این خلیج ساحلی با شیبی ملایم دارد.
The shelving bank descended toward the water.
کنارهٔ شیبدار رود بهسمت آب پایین میرفت.
We followed a shelving ledge above the stream.
ما در امتداد لبهای شیبدار بالای جویبار حرکت کردیم.
نکتهٔ کاربردی
کمکاربرد است و بیشتر در متون ادبی یا توصیفی دیده میشود؛ امروزه sloping رایجتر است.
