نور نرم و لطیفی که انگار حرکت یا سوسو میکند.
مثالهای طبیعی
A silver shimmer crossed the lake.
درخششی نقرهای روی دریاچه گذشت.
Her dress caught the shimmer of candlelight.
لباسش برق ملایم نور شمع را بازتاب میداد.
Did you see that shimmer on the horizon?
آن درخشش را روی افق دیدی؟
نکتهٔ کاربردی
shimmer معمولاً نور ظریف و ملایم است، نه برق تند و خیرهکننده.
