نورافشان یا روشن بهسبب بازتاب نور
مثالهای طبیعی
The shining stars filled the sky.
ستارههای درخشان آسمان را پر کرده بودند.
His shining shoes looked almost new.
کفشهای براق او تقریباً نو به نظر میرسیدند.
We walked under the shining sun.
زیر آفتاب تابان راه میرفتیم.
نکتهٔ کاربردی
Shining هم برای نورافشانی و هم بازتاب نور کاربرد دارد؛ shiny بیشتر سطح بازتابنده را توصیف میکند.
