از انجام وظیفه یا پذیرش مسئولیتی که باید بر عهده گرفت، طفره رفتن.
مثالهای طبیعی
He shirks his responsibilities whenever deadlines approach.
هر وقت موعد تحویل کار نزدیک میشود، او از مسئولیتهایش شانه خالی میکند.
Nobody should shirk the difficult work of rebuilding.
هیچکس نباید از کار دشوار بازسازی شانه خالی کند.
She has shirked caring for her elderly father.
او از مراقبت از پدر سالخوردهاش شانه خالی کرده است.
نکتهٔ کاربردی
shirk بار انتقادی دارد و القا میکند شخص باید کاری را که از آن دوری میکند انجام دهد.
