معنی ۱neutral · 90%
یک تکه لباس که در قسمت بالایی بدن پوشیده میشود.
مثالهای طبیعی
He is wearing a blue shirt.
او یک پیراهن آبی پوشیده است.
I need a new shirt for work.
من برای کار به یک پیراهن جدید نیاز دارم.
My shirts are in the wardrobe.
پیراهنهای من در کمد لباس هستند.
نکتهٔ کاربردی
پیراهن معمولاً یقه، دکمه یا هر دو را دارد؛ T-shirt با آن متفاوت است.
ترکیبهای رایج
— یک جیب کوچک روی پیراهن

