احساس ناگهانی و شدیدی از غافلگیری یا ناراحتی پس از رویدادی پیشبینینشده.
مثالهای طبیعی
The news came as a shock to everyone.
آن خبر به همه شوک وارد کرد.
It was a shock to see my score.
دیدن نمرهام برایم شوکآور بود.
Her departure gave the whole team a shock.
رفتن او به تمام اعضای تیم شوک وارد کرد.
نکتهٔ کاربردی
برای اتفاق غافلگیرکننده a shock و برای حالت فرد پس از آن in shock به کار میرود.
