فعالیت شلیککردن با سلاح، بهویژه برای ورزش یا تمرین
مثالهای طبیعی
She practises shooting at the local range.
او در میدان تیر محلی تمرین تیراندازی میکند.
Shooting is not allowed in this area.
تیراندازی در این منطقه ممنوع است.
Is shooting part of the competition?
آیا تیراندازی بخشی از مسابقه است؟
نکتهٔ کاربردی
Shooting در معنی ورزش یا فعالیت کلی معمولاً غیرقابلشمارش است.
