معنی ۱neutral · 90%
زمینِ امتداد لبهٔ دریا، دریاچه یا پهنهٔ بزرگ دیگری از آب
مثالهای طبیعی
We walked along the shore before sunset.
پیش از غروب آفتاب در امتداد ساحل قدم زدیم.
The boat reached the shore safely after midnight.
قایق پس از نیمهشب سالم به ساحل رسید.
Small villages lie along the northern shore.
روستاهای کوچکی در امتداد ساحل شمالی قرار دارند.
نکتهٔ کاربردی
`Shore` برای دریاها و دریاچهها رایج است؛ `coast` معمولاً به ناحیهٔ بزرگتری اشاره دارد که خشکی به دریا میرسد.

