داشتن طول یا فاصله کم از یک انتها تا انتهای دیگر.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
کوتاه
Deutsch
kurz
Հայերեն
կարճ
karch
مثالهای طبیعی
She has short hair.
او موهای کوتاه دارد.
These are short trousers.
اینها شلوارهای کوتاه هستند.

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…مدخل آموزشی تأییدشده
بریتانیایی: /ʃɔːt/آمریکایی: /ʃɔːrt/
این واژه یک بخش دارد و همان بخش با تأکید کامل تلفظ میشود.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
کوتاه
Deutsch
kurz
Հայերեն
կարճ
karch
She has short hair.
او موهای کوتاه دارد.
These are short trousers.
اینها شلوارهای کوتاه هستند.
This road is shorter than that one.
این جاده از آن یکی کوتاهتر است.
Short میتواند طول فیزیکی را توصیف کند، بهخصوص برای مو، لباسها و اشیا. برای مقایسه از shorter و shortest استفاده میکنیم.
She has short hairs.
She has short hair.
Hair وقتی درباره مدل یا حالت موی یک نفر صحبت میکنیم، معمولاً غیرقابلشمارش است.
از short زمانی استفاده میکنیم که چیزی طول کمی داشته باشد. این واژه اغلب برای مو، لباس، جادهها و اشیا بهکار میرود.
short در عبارت «short hair» چه معنی میدهد؟
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
کوتاه
Deutsch
kurz
Հայերեն
կարճ
karch
We had a short meeting.
ما یک جلسه کوتاه داشتیم.
The break was short.
استراحت کوتاه بود.
It was a short trip.
آن یک سفر کوتاه بود.
Short میتواند فعالیتها، سفرها، استراحتها و دورههایی را توصیف کند که مدت زیادی طول نمیکشند.
The meeting was shortly.
The meeting was short.
Short صفتی است که برای توصیف مدت زمان استفاده میشود.
از short زمانی استفاده میکنیم که چیزی فقط مدت کمی طول بکشد. این کاربرد درباره مدت زمان است، نه اندازه فیزیکی.
جمله درست را انتخاب کنید.