دوامداشتن برای دورهای نسبتاً کوتاه یا مربوطبودن به چنین دورهای
مثالهای طبیعی
We need a short-term solution before the full upgrade.
پیش از ارتقای کامل، به یک راهحل کوتاهمدت نیاز داریم.
The contract is short-term but may be extended.
این قرارداد کوتاهمدت است، اما ممکن است تمدید شود.
This option is more short-term than the alternative.
این گزینه از گزینهٔ دیگر کوتاهمدتتر است.
نکتهٔ کاربردی
`Short-term` در برابر `long-term` قرار میگیرد و بر مدت محدود یا اولویتهای فوری تمرکز دارد.
